تبلیغات
حکیم جوادی آملی

حکیم جوادی آملی
 

لطفا در صورت امکان اطلاع رسانی کنید تا دیگران هم در صورت نیاز استفاده ببرند
منتظر انتقادات و پیشنهادات در جهت بهتر شدن کانال هستیم
یا علی


آدرس کانال

https://telegram.me/hakimjavadiamoli


ادامه مطلب

دنبالک ها: ادرس کانال،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط جواد

«عَقَلُوا الدِّینَ عَقْلَ وِعَایَةٍ وَ رِعَایَةٍ»؛ اینها دین را تعقّل كردند با دو ویژگی: هم ظرف دانش بودند و هم رعایت­كننده دانش. در بعضی‌ها علم از گوشی وارد می‌شود و از گوش دیگر در می‌رود، چیزی در درون جان اینها نمی‌ماند که اینها وعاء و ظرف نیستند، معبَر علم هستند نه وعاء علم؛ ولی اهل‌ بیت عصمت و طهارت، وعاء علم هستند نه معبَر علم (این یك) و ویژگی دوم اینها این است كه اینها علمشان را رعایت می‌كنند [و] برابر علم عمل می‌كنند. «عَقَلُوا الدِّینَ عَقْلَ وِعَایَةٍ» (یک) «وَ رِعَایَةٍ» (دو) امّا «لَا عَقْلَ سَمَاعٍ وَ رِوَایَةٍ» نه اینكه فقط دین را گوش بدهند و یا برای دیگران نقل بكنند. می­بینید بعضی‌ها كه كلاس درس می‌روند یا كتابی می‌خوانند برای این است كه كجا بگویند یا به چه كسی بگویند یا در كدام مقاله بنویسند یا در كدام سخنرانی بگویند، همین! دیگر به این فكر باشند كه این گوهری است و من باید به جان خودم بسپارم و خودم عمل بكنم و وقتی عمل كردم، عملِ من، مبلّغِ این مطلب باشد، این خیلی كم است. خیلیها هستند كه وقتی در حوزه یا دانشگاه درس می‌خوانند، مطلبی را از استاد شنیدند یا در كتاب دیدند، یادداشت می‌كنند كه كجا بگویند یا کجا بنویسند! این می­شود عقل سماع و روایه؛ امّا آنهایی كه به جایی می‌رسند و عالم ربّانی می‌شوند، كوشش آنها این است كه این علم را در جان بسپارند كه بشوند وعاء، وقتی ظرف شدند این را نگه می‌دارند بعد به آن عمل می‌كنند، وقتی عمل كردند خود این عمل، معلّم صدها نفر است؛ گفت:  یك بیت از این قصیده به از صد رساله بود.
خیلی‌ها هستند كه كم‌حرف هستند ولی سنّت اینها روش اینها منش اینها جامعه را بیدار می‌كند و زنده نگه می‌دارد. مردم شیفتهٴ حق هستند، حق را هر جا دیدند می‌پذیرند. این سرمایه را ذات اقدس الهی در درون همه گذاشت؛ مگر به هیچ كسی یاد دادند كه شما آن غذای شیرین را یا آن شیرینی را دوست داشته باشید؟! بشر شیرینی را دوست دارد بوی عطر را دوست دارد، از كنار مزبله می‌گذرد بینیٴ خود را می‌گیرد؛ اینها را به بشر نگفتند، اینها در فطرت بشر است. بشر وقتی ببیند كه فلان شخص درست می‌گوید، او هم درست رفتار می‌كند و حرفش را گوش می‌دهد، دیگر لازم نیست كه مرتّب سخنرانی كند مقاله بنویسد مقالت داشته باشد. فرمود اهل‌بیت (علیهم الصلاة و علیهم السلام) این‌چنین­اند كه «عَقَلُوا الدِّینَ عَقْلَ وِعَایَةٍ وَ رِعَایَةٍ لَا عَقْلَ سَمَاعٍ وَ رِوَایَةٍ»، چرا؟ «فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ»؛ آنهایی كه راویان علم­اند زیادند و آنهایی كه علم را رعایت می‌كنند كم­اند این ترجمهٴ این چند سطری بود كه به ‌عنوان خطبهٴ 239 است. درس اخلاق 88/08/13

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه


ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1394 توسط جواد

کلمات و جملات قصار حکیم آیت الله جوادی آملی

برگرفته از مطالب آبان ماه 1394 می باشد. (خلاصه آبان ماه1394)

226. اولین روز جهل یك حوزوی یا دانشگاهی آن وقتی است كه بگوید من فارغ­التحصیل شدم؛ آدم دهان باز می‌كند این حرف را می‌زند كه من این مقدار درس خواندم بس است؟! خب حیف نیست كه آدم به دنبال نخود سیاه برود خودش را ارزان بفروشد بگوید من حالا امام جمعه شدم امام جماعت شدم یا حتی مرجع شدم؟! اگر انسان می‌تواند به جایی برسد كه نزدیك امام معصوم قرار بگیرد چرا خود را مفت بفروشد؟!اگر این راه باز است چرا خود را ارزان بفروشیم؟!

227. مبادا کسی انسان محورانه جهان را ببیند که اگر چیزی برای ما خوب است بشود خوب و هر چیز برای ما خوب نیست بشود بدانسان­مدارانه نباید جهان را نگاه کرد که اگر نغمه­ای برای گوش ما ناشنوا بود بگوییم زشت است و اگر رایحه­ای برای شامه ما دلپذیر نبود بگوییم زشت است ما در حد خودمان باید فتوا بدهیم

228. حضرت فرمود(عجبت لمن ضاله، عجبت لمن نیشد ضالته و قد اضل نفسه و لا ینشدها) من تعجب می­کنم که اینها خودکارشان، قلمشان، دفترشان را گم می­کنند داد می­زنند که من این دفتر را گم کردم انگشتر گم کردم و اگر پیدا کردید به من بدهید اما خودشان را گم کردند نرفتند پیش کسی بگوید آقا من گم شدم من کجا هستم

229. همین کعبه که مطاف مسلمین است وقتی ببینند علیه امام زمان بخواهند از این کعبه استفاده کنند خدای سبحان دستور تخریبش را می­دهد جلویش را نمی­گیرد

230. اگر خدا به یاد کسی بود قلبش ارام میگیرد نه اینکه هرکس به یاد خدا بود دلش آرم میگیرد﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾

231. یک زنی که بدحجاب است از اول خیابان تا آخر خیابان که دارد گذر میکند، هر کس او را دید با نگاه بغضآمیز و نفرتآمیز  مثل اینکه دارند به زباله نگاه بکند او فردا خودش را جمع میکنداین میشود نهی از منکر، نه اینکه نهی از منکر این است که ما بایستیم و بگوییم که حجابت را حفظ بکن!

232. کسی که مختالانه زندگی می­کند هرگز از معارف عقلی طرفی نمی­بندد

233. هر مطیعی با مطاع خودش در قیامت محشور شد

234. منظور از دنیا آسمان و زمین و دریا و صحرا نیست اینها مخلوقات الهی هستند آیات الهی هستند منشأ خیر و برکت هستند دنیا همین مقامات اعتباری است که من باید به این مقام برسم من باید به این پست برسم چرا حرف من را گوش ندادند من باید برتر باشم اینها دنیاست وگرنه آسمان زمین دریا صحرا درخت اینها آیات الهی هستند مخلوقات خدایند خدا از آنها به نیکی یاد کرده است اینها به عنوان نعمت هستند 

235. بعضیها میگویند من هرچه بخواهم خودم را کنترل بکنم نمیتوانم راست میگوید بیچاره چون در بند است خب تا خودش را آزاد نکند تا حق الله را ندهد حق الناس را ندهد او را باز نمیکنند این بیچاره ای که میگوید من هر چه میخواهم نماز بخوانم نمیتوانم یا هر چه نماز شب می خواهم بخوانم نمی توانم راست میگوید چون در بند است

236.همه علاقمند هستند که جمال یوسفی داشته باشند خب ممکن است ما با اخلاق باید یوسف بشویم و میشویم خیلیها در بهشت هستند که از یوسف جمیلتر هستند خودشان ساختند


اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: کلمات و جملات قصار حکیم جوادی آملی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 آذر 1394 توسط جواد

کلمات و جملات قصار حکیم آیت الله جوادی آملی

برگرفته از مطالب اسفند ماه1393 می باشد. (خلاصه اسفند ماه1393)

218. ذاتاً، نمی­شود گفت فلان روز نحس است یا فلان مکان نحس است اینها ظرف کارند تا ما چه مظروفی را در این ظرف پیاده کنیم زمان یعنی عصر خوب می­شود عصر را اعمال مردم خوب می­کند هر زمان را متزمن می­سازد اگر گفتند«شرف المکان بالمکین»یعنی متمکن به آن مکان شرف می­دهد متزمن هم به آن زمان صلاحیت می­دهد

219. عقل فقط یک چراغ خوبی است یک آفتاب بی­خاصیت است می­گوید این بد است آن خوب است، این زشت است آن زیباست، این حق است آن باطل است، این خیر است آن شر است همین؛ کاری از عقل بر نمی­آید اینکه ما می­بینیم عالم بی­عمل داریم سرّش همین است

220. در نهج الابلاغه هست که  هیچ کس را کوچک نشمارید برای اینکه خدا در قلب هر کسی ممکن است مطلبی را القا بکند هیچ کس نمی­شود تعقیب کرد که مگر حرف او اثر دارد یا مگر او هم چیز می­فهمد بالأخره آدم گوش می­دهد اگر نافع بود می­پذیرد نبود که خب رها می­کند

221. همیشه شیطان در کمین است که انسان را فریب بدهد بهترین و حساس­ترین موقع کمین­گیری شیطان آن وقتی است که از آدم تعریف کردند وقتی از آدم تعریف می­کنند آدم خوشش می­آید دیگر وقتی خوشش می­آید مسئله هوای نفس و خودخواهی و خودبینی و غرور مطرح هست آن وقت فقط غافل می­ماند از آن حقیقت، وقتی هم که غافل ماند از آن طرف تیر شروع می­شود

222. هر کسی در تاریخ نمی­ماند آن کسی که وجه­الله باشد می­مان

223. سرّ ماندگاری نهج‌البلاغه و اینكه اكثر شرّاحش علمای اهل سنّت‌اند این است که سید رضی چیزی که عامل تفرقه است، عامل تشتت است، عامل گله است، عامل ناامنی است آنها را نقل نکرده است.

224. این ژاپن تقریباً دومین کشور اقتصادی جهان است شما ببینید در معارف زیر خط فقر است بسیاری از اینها به دنبال فال و شرک هستند بشر خلائی دارد که او را باید پر بکند و ذات اقدس الهی او را با دل مایه الهام فجور و تقوا از یک سو و توحید از سوی دیگر پر میکند تأمین می-کند

225. همین هند که اسرارش خیلی بیش از ایران است بزرگتر از ایران است جزء کشورهای اتمی است که ما تازه در دالان ورودی اش هستیم این گرفتار بدترین شرک و بت رستی است نباید گفت عصر علم است و بشر به دنبال خرافات نمیرود

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: کلمات و جملات قصار حکیم جوادی آملی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 آذر 1394 توسط جواد

همه ما جمال را دوست داریم دلمان میخواهد زیبا باشیم در دنیا هر کسی در اقلیم خاصی که به دنیا آمده همان چهره و رنگ را دارد بعضیها سفید پوست هستند بعضیها رنگین پوست هستند این سفید پوستی یا رنگین پوستی دلیل فضل و کمال نیست نه صهیب رومی نه بلال حبشی هیچ کدام بر دیگری فضیلتی ندارند هر دو را هم اسلام پذیرفته اینها مربوط به نژاد است و اقلیم است و امثال ذلک اما در قیامت اگر کسی سیه رو بود و روسیاه یا سفیدروی بود و روسفید این برابر معیارها و ارزشهاست دیگر خب اگر خدای ناکرده ما در قیامت سیاه رو شدیم قابل تحمل نیست اگر سفیدرو و زیبا شدیم لذت دائمی دارد دیگر ما باید آن قدر هنرمند باشیم که خودمان را با چهره خوب بسازیم دیگر آنجا که دیگر خط استوا و اقلیم و اینها نیست که دیگر اصرار کتاب و سنت این است که عده ای روسفید عده ای روسیاه دستورهای که برای دعای وضو هنگام شستن صورت میدهند همین است که انسان وقتی صورتش را میشوید بگوید «اَللّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهی‏ یَوْمَ‏ تَسْوَدُّ فیهِ الْوُجُوهُ وَلا تُسَوِّدْ وَجْهی‏ یَوْمَ تَبْیَضُّ فیهِ الْوُجُوهُ» خدایا روزی که صورتها سیاه می شود صورت من را سیاه نکن روزی که صورتها سفید میشود صورت من را سفید بکن ما با اخلاق باید یوسف بشویم و میشویم همه علاقهمند هستند که جمال یوسفی داشته باشند خب ممکن است خیلیها در بهشت هستند که از یوسف جمیلتر هستند خودشان ساختند دیگر بعضیها جمالشان مربوط به سرزمین آنهاست بعضیها برای عمل به قرآن و دستورات عترت است دیگر پس اخلاق این سه تا کار را میکند هم طبیب ماست هم مهندس و معمار ماست هم هنرمند ماست که ما را زیبا در میآورد. درس اخلاق88/03/06

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 آبان 1394 توسط جواد

بعضیها میگویند من هرچه بخواهم خودم را کنترل بکنم نمیتوانم راست میگوید بیچاره چون در بند است خب تا خودش را آزاد نکند تا حق الله را ندهد حق الناس را ندهد او را باز نمیکنند این بیچاره ای که میگوید من هر چه میخواهم نماز بخوانم نمیتوانم یا هر چه نماز شب می خواهم بخوانم نمی توانم راست میگوید چون در بند است ﴿كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِینٌ﴾ ای مرهونٌ یعنی گرو است ﴿كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ﴾ ای مرهونةٌ یعنی گرو است خب اگر چیزی در بند باشد آزاد نیست دیگر تا حق الله را ندهد حق الناس را ندهد دیگر رهایش نمیکند درس اخلاق88/02/16

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 آبان 1394 توسط جواد

حضرت فرمود که مشکل جامعه این است که اینها مرگ را فراموش کردند فقط به این بدن می پردازند وقتی مرُدند با بدن برزخی زنده هستند چون انسان بدنش می میرد جانش که مردنی نیست وقتی وارد برزخ شد با آن بدن برزخی نظیر همین بدنی که انسان در عالم رویا می بیند با آن بدن زنده است تا در قیامت کبرا با بدن اولی برگردد و مثل همین حیات ظاهری داشته باشد وقتی وارد برزخ شد کاملاً باخبر است که چه کسی کنار قبرش میآید چه کسی نمی آید چه کسی برای او طلب مغرفت می کند چه کسی نمیکند مرحوم علامه در آن وصیتنامه به فخرالمحققین میگوید که من را فراموش نکن کنار قبر من بیا آن علامه انسان وقتی که مرد با بدن برزخی کاملاً این بدن مادی را می بیند این بدنی که برای او خیلی زحمت و تلاش و کوشش تحمل میکرد میبیند تمام این مار و عقرب و مور حمله کردند به این بدن مرتب دارد این را میخورند و آدم دارد می بیند و هیچ چیز هم از دست او بر نمی آید همین بدنی که بارها برای او زحمت میکشید برای خروج از منزل چقدر در برابر آینه می ایستاد تا این بدن را بیاراید کاملاً میبیند که مارها و عقربها حمله کردند دارند این را میخورند خب چه نگرانی بدتر از این است اساس کار این است که ما واقع خواب هستیم «الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا» وجود مبارک حضرت امیر میفرمود سرنوشت شما همان سرگذشت دیگران است شما هم همان راه را دارید طی میکنید درس اخلاق88/02/16

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 آبان 1394 توسط جواد

مستحضرید که منظور از دنیا آسمان و زمین و دریا و صحرا نیست اینها مخلوقات الهی هستند آیات الهی هستند منشأ خیر و برکت هستند دنیا همین مقامات اعتباری است که من باید به این مقام برسم من باید به این پست برسم چرا حرف من را گوش ندادند من باید برتر باشم اینها دنیاست وگرنه آسمان زمین دریا صحرا درخت اینها آیات الهی هستند مخلوقات خدایند خدا از آنها به نیکی یاد کرده است اینها به عنوان نعمت هستند  درس اخلاق88/02/16

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان 1394 توسط جواد

هر کسی با رهبری که انتخاب کرده محشور می­شود با دینی که انتخاب کرده محشور می­شود با کنیسه و کلیسا و کلشت و مسجدی که انتخاب کرده محشور می­شود وقتی محشور شد «وَ بِكُلِّ مَعْبُودٍ عَبَدَتُهُ» اگر کسی برده صنم و وثن بود با صنم و وثن محشور می­شود اگر کسی بنده الله بود حشرش با کلمات الهی است «وَ بِكُلِّ مُطَاعٍ أَهْلُ طَاعَتِهِ» هر مطیعی با مطاع خودش در قیامت محشور شد. درس اخلاق88/01/19

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان 1394 توسط جواد

بارها ملاحظه فرمود که تخیل که باب تفعل است در قرآن به کار نرفته فقط اختیال که باب افتعال است به کار رفته فرمود خدا آدم مختال را دوست ندارد ﴿لاَ یُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾ مختال همین کسی که در خیال زندگی می­کند کسی که در محدوده تصویر و صورت و خیال و امثال ذلک صور عقلی در دسترس او نیست به همین صور زندگی می­کند کسی که مختالانه زندگی می­کند هرگز از معارف عقلی طرفی نمی­بندد درس اخلاق88/01/19

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان 1394 توسط جواد

ما یک شناسنامه طبیعی داریم وقتی به دنیا آمدیم می­آورند در ثبت احوال می­گویند پدر فلان کس، مادر فلان کس این شناسنامه در اختیار ما نیست خب هر کسی پدری دارد مادری دارد و یک شناسنامه اختیاری و انسانی داریم به ما گفتند وقتی بالغ شدی عاقل شدی پدر خودت را خودت انتخاب بکن مادر خودت را خودت انتخاب بکن این باعث تکامل ماست آن پدر و مادر طبیعی هر کس هستند هستند اما وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) فرمود «انا و علی ابوا هذه الامة» فرمود من و علی­بن­ابی­طالب شما را به عنوان فرزندی قبول داریم بیاید بچه­های ما بشوید خب اگر کسی فرزند علی­بن­ابی­طالب شد قهراً مادرش هم فاطمه زهرا می­شود این می­گویند پدر و مادر انتخابی پس ما یک پدر و مادر طبیعی داریم که در شناسنامه­های ما هست آن دیگر دست ما نیست یک پدر و مادر انتخابی داریم که به ما گفتند ما شما را به عنوان فرزندی قبول داریم بیاید بچه­های ما بشوید درس اخلاق88/01/05

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان 1394 توسط جواد

مشکل اساسی ما در موفق نبودن امر به معروف و نهی از منکر این است که ما درست امر به معروف و نهی از منکر را بررسی نکردیم؛ یک زنی که بدحجاب است از اول خیابان تا آخر خیابان که دارد گذر میکند، هر کس او را دید با نگاه بغضآمیز و نفرتآمیز نگاه بکند او فردا خودش را جمع میکند. ما حداقل امر به معروف و نهی از منکر را یا نمیدانیم یا نمیخواهیم عمل بکنیم! تمام خانمهای محجّبه وقتی دارند رد میشوند، وقتی یک خانم بدحجابی را میبینند بغضآمیز و مثل اینکه زباله را دارند نگاه میکنند؛ مردها هم وقتی که او را نگاه میکنند مثل اینکه دارند یک زبالهای را نگاه میکنند، او خودش را جمع میکند. اصلاً خصیصه زن این است که خودآرایی کند، وقتی ببیند همه بینیشان را گرفتند، او خودش را جمع میکند، این حداقل نهی از منکر است نه اینکه نهی از منکر یعنی حجابت را رعایت بکن! آن انزجار قلبی هست؛ حالا آن فرصت ندارد که به او بگوید که حجابت را رعایت کن؛ ولی این نگاه که واجب است و این نهی از منکر است. آدم وقتی که چیز زشتی را میبیند، باید به عنوان یک امر منفور نگاه بکند. کدام زن بدحجابی است که وقتی از یک خیابانی دارد میگذرد، دهها و صدها زن و مرد دارند بینیشان را میگیرند، او خودش را جمع میکند. او از تظاهر لذّت میبرد، او از ارائه جمال لذّت میبرد. وقتی ببیند که همه از او متنفّرند مثل اینکه دارند سطل زباله را نگاه میکنند، خودش را جمع میکنند، این میشود نهی از منکر، نه اینکه نهی از منکر این است که ما بایستیم و بگوییم که حجابت را حفظ بکن! خارج فقه ـ نکاح 12 – 11/08/1394

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: دروس(تفسیر و فقه)، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 آبان 1394 توسط جواد

اگر خدا به یاد کسی بود قلبش ارام میگیرد نه اینکه هرکس به یاد خدا بود....

در سوره مبارکه «رعد» فرمود ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ این ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ﴾ معنایش این نیست که هر کس به یاد خدا بود قلبش مطمئن می­شود که این الله بشود مفعول و اضافه ذکر به الله اضافه مصدر به مفعول بشود آن ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ است که اضافه ذکر به الله اضافه مصدر به فاعل می­شود یعنی آگاه باشید اگر خدا به یاد کسی بود قلب او آرام می­شود آن است که مقلب القلوب است پس اول اضافه مصدر به مفعول است بعد باعث تحول می­شود که اضافه مصدر به فاعل خب اگر به ذکر خدا یعنی خدا به یاد کسی باشد قلب او مطمئن می­شود این را کاملاً ما می­توانیم احساس بکنیم اگر قلب ما گرفتار تحیر و سرگردانی و گاهی یمین، گاهی یسار، گاهی غضب، گاهی غیرغضب، گاهی قبض، گاهی بسط آرام نیست معلوم می­شود مذکور خدا نبوده اگر نه مطمئن بودیم آرام بودیم صاحب طمأنینه­ای داشتیم معلوم می­شود که خدا به یاد ما بود و طمأنینه­ای که در سوره مبارکه «رعد» بیان فرمود که ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ این یک فیض الهی است خدای سبحان این فیض را مع­الواسطه یا بالواسطه در قلب القاء می­کند نوری است فیضی است که به دل می­رسید این همین است که فرمود ﴿أَنزَلَ السَّكِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ﴾ آن سکینه آن آرامشی که در دل پیدا می شود این با انزال الهی همراه است این سکینه را، این وقار را، این طمأنینه را، این آرامش را خدای سبحان به عنوان فیض و فوز در دل ایجاد می­کند بنابراین طمأنینه همان سکینه است و به ذکر خدا مطمئن شدن با انزال سکینه است وقتی خدا سکینه را نازل می­کند طمأنینه را نصیب کسی می­کند که بشود ذاکر وقتی خدا می­شود ذاکر که بنده او صحیحاً به یاد او باشد آن گاه خدایی که مذکور بود می­شود ذاکر عبدی که ذاکر بود می­شود مذکور درس اخلاق87/12/20

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آبان 1394 توسط جواد

از وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه)رسیده است که اتصال مؤمن به خدا مثل اتصال شعاع شمس است به شمس این دیگر سخن از «یاء» بیتی نیست اما این دو مطلب یکی اینکه مؤمن به اندازه کعبه است این روایتی است که مرحوم کلینی و دیگران نقل کردند که مؤمن به اندازه کعبه می­ارزد اما اینکه ولی خدا بالاتر از کعبه است این بیان لطیفی است که مرحوم ابن­بابویه­قمی (رضوان الله علیه) در کتاب قیم من­لایحفره­الفقیه دارد و آن کتاب این است که کعبه خب محترم است حفظ او واجب است اهانت او حرام است اگر کسی در خود کعبه هتک حرمت بکند حکمش اعدام است اینها سر جایش محفوظ است اما همین کعبه که قبله مسلمین است همین کعبه که مطاف مسلمین است وقتی ببینند علیه امام زمان بخواهند از این کعبه استفاده کنند خدای سبحان دستور تخریبش را می­دهد جلویش را نمی­گیرد یک وقت ابرهه با فیل می­آید که کعبه را ویران کند طیر ابابیل مأموران الهی هستند جلویش را می­گیرند﴿وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبَابِیلَ﴾یک وقت است نه ابن­زبیر با امام زمان خودش که حسین­بن­علی بود قبلاً الآن علی­بن­حسین(علیهم الصلاة و علیهم السلام)امام سجاد است بعداً این با امام زمانش نساخت در برابر امام زمانش داعیه­ای داشت و خواست قیامی بکند این ابن­زبیر که با امام زمانش نساخت در مکه بود بعد وارد مسجد شد بعد درون کعبه رفت بست نشست آنهایی که قبلاً مکه مشرف شدند این کوه ابوقبیس را دیدند کوه ابوقبیس مشرف بر کعبه بود مأموران اموی و مروانی آمدند بالای این کوه ابوقبیس منجنیق کار گذاشتند با سنگ کعبه را ویران کردند ابن­زبیر را گرفتند و اعدام کردند خب دیگر طیر ابابیلی نبود این ابن­زبیری که با امام زمانش نسازد اگر به درون کعبه هم پناهنده بشود خدا پناهش نمی­دهد این بیان لطیفی است که مرحوم صدوق در من­لایحفره­الفقیه که از کتب اربعه ماست نقل کردند خیلیها در حدّ کعبه هستند و امام بالاتر از کعبه هست درس اخلاق88/12/06

*یای بیتی که در﴿طَهِّرَا بَیْتِیَ﴾آمده با «یاء»که﴿نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی﴾خیلی فرق است اخلاق87/12/06

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آبان 1394 توسط جواد

مهم­ترین راه برای تهذیب نفس این است که ما خودمان را بشناسیم این حدیث نورانی هم بارها از وجود مبارک حضرت امیر نقل شد که حضرت فرمود«عجبت لمن ضاله، عجبت لمن نیشد ضالته و قد اضل نفسه و لا ینشدها»فرمود من در تعجب هستم که خیلیها تسبیح دستشان یا خودکارشان یا دستمال جیبشان یا یک کیفشان گم شده انشاد می­کنند می­گویند من این را گم کردم آیا پیدا شد یا نه نشانه بدهید پیدا شده به من خبر کنید انشاد ضاّله یعنی اینکه من فلان را گم کردم فلان چیز پیدا شده به من خبر کنید حضرت فرمود من تعجب می­کنم که اینها خودکارشان، قلمشان، دفترشان را گم می­کنند داد می­زنند که من این دفتر را گم کردم انگشتر گم کردم و اگر پیدا کردید به من بدهید اما خودشان را گم کردند نرفتند پیش کسی بگوید آقا من گم شدم من کجا هستم«و قد اضل نفسه و لا ینشدها»نرفت پیش آقایی بگوید آقا من گم شدم ببین من کجا هستم من را پیدا کن سر جایم بنشان.  درس اخلاق87/11/15

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: جلسات اخلاق، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 آبان 1394 توسط جواد
(تعداد کل صفحات:10)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : بزرگترین مرجع اسكریپت های رایگان ایران  
پایان نامه های دانشگاهی
لینك نگار