تبلیغات
حکیم جوادی آملی - معرفت نفس لازمه مراقبت و دوری از گناه

حکیم جوادی آملی
 

چرا بعضی از امور را که ما به آن علم داریم و هیچ تردیدی هم در آن نداریم، با این حال گاهی انسان آلوده می‌شود؟ چطور که آدم به چیزی صد درصد علم داشته باشد و معصیت کند؟

در جریان مراقبت، انسان باید بداند که این موجود چیست و سود و زیان آن چیست تا مراقبت کند؛ مثلاً اگر گفتند شما از فلان پردهٴ چشم خودتان مراقبت کنید، این امتثال یک آشنایی کامل می‌خواهد که چشم چندپرده دارد و کار این پرده‌ها چیست؟ چه غذایی، چه مطالعه‌ای، چه دیدی و چه نگاهی برای این پرده‌ها سودمند یا زیانبار است؟ در جریان عمل صالح هم همین‌طور است؛ ما باید بدانیم که چرا بعضی از امور را که ما به آن علم داریم و هیچ تردیدی هم در آن نداریم، با این حال گاهی انسان آلوده می‌شود؟! سرّش این است که واقعاً مرز علم از عمل و مسئول علم از عمل جداست! این مثال‌ها هم که گفته شد، برای همین جهت است. ما همان‌طوری که در بیرون، یعنی در بدن چشم و گوشی داریم که مسئول ادراک‌ هستند و دست و پایی داریم که مسئول کار و حرکت میباشند و واقعاً هم چشم و گوش از دست و پا جدا هستند، در درون ما هم این چنین میباشد. ما یک عقل نظری داریم که مطالب را کاملاً می‌فهمد و یک عقل عملی داریم که او باید تصمیم بگیرد؛ این عقل نظری تصور و تصدیق و استدلال و قیاس و برهان به عهدهٴ اوست که این متولّی اندیشه است و آن عقل عملی که حضرت فرمود: «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان‏»،مسئول و متولّی اراده و عزم و نیّت و اخلاص است.
بین جزم و عزم، به اندازه آسمان و زمین فاصله است، چون متولّی‌های آن دو فرق می‌کند. ما تا ندانیم در درون ما چه خبر است، مراقبت برای ما مقدور نیست، از چه چیزی مراقبت کنیم؟ به انسان عادی نمی‌گویند که شما مراقب باش تا فلان پرده چشم تو آسیب نبیند، چون او که نمی‌داند پرده چشم چیست! او نمی‌داند که چشم چندپرده دارد! تا معرفت نفس نباشد، تا شئون نفس نباشد، تا قوای نفس نباشد، تا ارزیابی قوای نفس نباشد و تا متولّیان شئون و گونه‌های نفس نباشد، مراقبت ممکن نیست.
بنابراین ممکن است که آدم به چیزی صد درصد علم داشته باشد و معصیت کند؛ مثل اینکه صد درصد مار و عقرب را میبیند؛ امّا اگر انسان فلج باشد، می‌نشیند و مسموم می‌شود، برای اینکه چشم و گوش که فرار نمی‌کند، دست و پا فرار می‌کند که فلج است. این بیان نورانی حضرت امیر که فرمود: «کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ [عِنْدَ] هَوَی أَمِیر»، همین است! این عقل عملی را می‌گوید، نه عقل نظری! این عقل عملی که «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان‏»، در مبارزه درون و در جهاد نفس به اسارت درآمده، این ویلچری است! لذا این شخص صد درصد آیه را می‌داند، روایت را می‌داند، حکم فقهی را می‌داند و معصیت می‌کند! لازمه آن علم، مراقبتِ بعد از آن معرفت است!  تفسیر سوره غافر جلسه 9 1393/11/11

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل الفرجهم واحفظ قائدنا الامام الخامنه ای و من احبه



ادامه مطلب

طبقه بندی: دروس(تفسیر و فقه)، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 بهمن 1393 توسط جواد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : بزرگترین مرجع اسكریپت های رایگان ایران  
پایان نامه های دانشگاهی
لینك نگار